ديوانه اي در چاه افتاد...
ديوانه اي در چاه افتاد
دانايان هر كدام ريسماني در چاه فروافكندند
تا او را بيرون بكشند اما او نه تنها ريسماني را نمي گرفت كه
بلند فرياد مي كشيد: « من تشنه ام»
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۳/۲۴ ساعت 23:9 توسط ودود صادقیان
|