خر باركش از مرگ نمي هراسد
يك شب گرگي خري باركش را ديد كه تنها و بيباك به راه خويش مي رود
از او پرسد:« نمي ترسي گرگي از راه برسد و تو را بدرد؟»
خر گفت:« گوشت تن خرباركش در دهان كسي مزه نمي دهد.»
گرگ گفت « براي گرگ گرسنه لاشۀ گنديده هم دلچسب است »
خر باركش پاسخ داد: « اگر چنين كندجان مرا از تلخي هميشگي رهانيده است .»
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۳/۲۴ ساعت 23:30 توسط ودود صادقیان
|